ترومن کاپوتوس در خون سرد هر دو شاهکار روزنامه نگاری و هیجان انگیز قدرتمند جنایی است. کاپوت با الهام از یک مقاله 300 کلمه ای در نیویورک تایمز، کاپوتی شش سال را صرف مطالعه و نوشتن داستان کشاورز کانزاس هرب کلوتر، خانواده اش و دو قاتل جوان که به صورت وحشیانه آنها را کشت. در Blood Blood یک ژانر داستان غیرقابل تحلیلی ایجاد کرد و نام Capote را با تصویر نابهنگامش از یک بد و قابل درک کاملا انسانی ساخت.
خرید کتاب به خونسردی
جستجوی کتاب به خونسردی در گودریدز
معرفی کتاب به خونسردی از نگاه کاربران
خون سرد داستان verÃdica قتل یک Famalia چهار نفر در یک شهر کوچک در کانزاس، ایالات متحده، قهرمانان vÃtimas و عاملان محاکمه investigaçà £ OE که در صدور حکم £ به مرگ از قاتلان به اوج خود رسید می گوید ، تا زمان اجرای آن. ConstruÃdo در £ investigaçà بر اساس نویسنده، اینromance سدیم £ درجه-ficçà £ @ (à © طوری که در یک © روی جلد نمایش داده شده) می تواند یک عنصر تعلیق در آشکار شدن £ acçà ترکیب با تمرکز بر روی افراد (زمینه آنها، شخصیت های آنها، انگیزه های آنها) و اثرات جرم در جامعه کوچک که در آن رخ داده است. در طول روایت به نظر می رسد تلاش برای humanizaçà @ £ @ جنایتکاران، که هدف در £ دانم اگر می شده است که سعی کنید به تولید نوعی از همدلی (من کردم £ sensaçà که این اتفاق برای نویسنده خواهد افتاد ... یا بعضی از نوع شگفتی که توسط شی \"مطالعه\" انجام می شود). اگر اینطور بود، من نمیتوانستم احساسش کنم، اما به همین دلیل بود که کتاب را دوست داشتم. اگر چه در اصل در سال 1965 منتشر شده، و حوادث تاریخ به سال 1959، من باور دارم که رمان کاملا فعلی پتو © متر در راه جامعه ای که pacatas و جوامع هماهنگ SA £ درجه به طور ناگهانی با جرایم خشونت آمیز و بی معنی، فقط explicá مواجه است بازنمود این توسط اموری از ذهن مضطرب که آنها را مرتکب می شود. چرا به ای £ رخ می دهد به من کلمات مناسب تر رونویسی گزیده ای از برای معرفی کتاب ارائه شده بر روی فلپ پوشش: @ à © کار است که فراتر از زمان خود، نشان دادن درک عمیق £ ماهیت violência ثروتمندان © AMA @ نثر. T. Capote همیشه تمیز و بسیار مایع است، و این کتاب را به عنوان یک صفحه معتبر مطرح می کند. و اگر ما در نظر داشت که تمام عاشقانه این همه یک کار ای £ بازسازی شده توسط نویسنده در £ ما می توانیم موفق به رسمیت شناختن است که ما یک کار notável روبرو هستند بود.
مشاهده لینک اصلی
هر روز است opera.Quello آن من نمی دانم، قبل از شروع به خواندن یک «A freddo خون\" او بود که ترومن کاپوتی نوشت آن را تقریبا در زمان واقعی است. من نمی دانستم که وقتی مشتعل علاقه خود را در قتل وحشیانه چهار عضو خانواده کلاتر - هربرت و بانی، پدر و مادر، و نانسی و کنیون، دو پسر شانزده و پانزده سال - کشته عکس Darma زن آتش را به طور کامل منفجر شد صورت (گیاهان دارویی، پدرش را نیز به ذبح شد) در خانه مزرعه خود را در هلکمب 1959 نوامبر 15، در کانزاس، همه چیز هنوز هم در گیری بود: قاتلان تا به حال هنوز دستگیر نشده است، چرا © قتل عام (هر چند که چرا © خواهد شد می توانید صحبت می کنند) تا به حال هنوز روشن ساخته نشده است، KBI (lorgano که در شخص کلانتر آلوین دیویی دستور داده شده بود به انجام تحقیقات) هنوز در buio.Non کورمال حتی می دانم که برای انجام تحقیقات و مصاحبه آن، کسانی nellarco که وجود ندارد و هرگز تا آن زمان تجربه، رمان، حقیقت، در هلکمب همراه بود، یک \"یک منطقه متروک نزدیک به شش سال منجر ترومن کاپوتی به نوشتن اپرا که یک ژانر تا آن زمان که در R inventò دولت ESTO تعریف laggiù \"، از دوست خود دوران کودکی لی هارپر در، نویسنده خودش، که می خواهند از وجود دارد را ببینید به تازگی اولین رمان خود را منتشر شده\" تاریکی بیش از siepeÂ، که affiancò و او را برای حمایت تا زمانی که لازم بود به کاپوتی رسیدن به نتیجه گیری از چیزی opera.Unaltra خود را که من نمی دانم، آن است که پس از موفقیت فوق العاده ای از «خون freddoÂ\"، که nellOlimpo portò ادبیات و که consacrò در سال 1966، سال که در آن پیروزمندانه را به عموم مردم به عنوان نویسنده معروف ترین در ایالات متحده ارائه شد، ترومن کاپوتی riuscì بیشتر به پایان برساند هر رمان دیگر، و که زندگی او است dallalcolismo کاهش بلند تضعیف، تنهایی و dallabbandono توسط افراد avviò که تا به حال amato.Non حتی می دانم که کاپوتی، با تحقیقات خود و با پولی که از درآمد حاصل از رمان خود را از معروف ترین در وجود دارد، یک \"صبحانه در TiffanyÂ\" ارتقاء بخشد آمد هزینه های قانونی IDE کمک کرد که برای اطمینان از تعلیق چند بار این جمله را در وهله اول پایین دست، به این امید که دادگاه در نظر گرفته بود امکان یک appello.Quelle جدید به جای خودم پرسیدم خواندن آن، قبل از اینکه حتی از همه آگاه می شوند این جزئیات ظهور از اخبار یافت آنلاین بلافاصله پس از شما به پایان خواندن، و تثبیت شب گذشته با فیلم، به عنوان زیبا به عنوان تکان دهنده، یک \"CapoteÂ\" بنت میلر با بازی فوق العاده فیلیپ سیمور هافمن، به تدریج چیزهای دیگر بود. اول از همه، تعجب آنچه که باعث شده بود linsorgere چه پس از آن که یک وسواس واقعی، چه به نفع کاپوتی به اندازه کافی جلب کرده بود تا او را نیویورکر، مجله که او نوشت، انتساب و کمک های مالی برای سفر بپرسید شود در سایت و نوشتن مقاله. مقاله ای که در عرض چند هفته، همانطور که می دانیم، به طور کامل linteresse catturò کاپوتی و تبدیل آن را به پایان وضعیت ترشی در طراحی این پروژه از یک libro.Non من می دانم، البته، از بهار بود. اینکه آن را صرفا عاطفی توسط یک رکورد غیر معمول واقع برای دوران، dallefferatezza و قساوت قتل زده بود، dallinsensatezza ژست، ظاهرا بدون انگیزه، یا بیشتر از ناباوری بعدی و ظاهری و نگرانی که احاطه کل جامعه روستایی هلکمب، محیط اطراف در باغ شهر، و شاید کانزاس و ایالات متحده از همه، که از آن لحظه به ما را بدون دلیل آسیب پذیر در خانه های خود را و این همه کشف برای توجیه چنین violenza.Forse خود را فقط شهود بود، و یا آن نوع از مراسم جن گیری است که اغلب ما را به خودمان مربوط با جنایات و جنحه بدون هیچ توضیحی آشکار دقیقا به این خاطر در کسانی که توضیحات © ابتدا وجود ندارد به دنبال lassicurazione بود که چه اتفاقی افتاده نمی قادر خواهد بود خود را تکرار، چون © نتیجه یک رویداد منحصر به فرد و تکرار نشدنی، و در هر صورت، حتی باید خودش را تکرار کند، ما به ما ضربه نمی زند، زیرا این میوه است نور رویداد سال ها دور از ما و از quotidiano.Delle سه بخش ما این است که اپرا، قتل را تشکیل می دهند، فرار دیک Hickock و پری اسمیت از طریق کشورهای مختلف کشور، و محاکمه و زندانی تا allesecuzione جمله به مرگ، او بازدید بدون نوشتن شک، بسیار انعطاف پذیر، به اندازه کافی همه کاره قادر به عنوان مایع به عنوان یک رمان مورد نیاز است، در نظر گرفتن برش و ریتم روزنامه نگاری، قادر به تبدیل عاقلانه که به کنکاش در پیچیدگیهای روانپزشکی و قانون و به حفظ، در همان زمان، dellOpera واحد بدون تغییر؛ قادر به مقابله با خشونت و شرح تمام حوادث، از شرح allesecuzione قتل عام حکم اعدام، پالایش و انتخاب کلمات: در حال حاضر سخت و تیز ...
مشاهده لینک اصلی
پوشش کپی من یک خون سرد بسیار ویران شده است و حتی دو زاویه به بالا و پایین وجود ندارد. این نسخه به سال 1969 بازمی گردد و هزینه 500 پوند است. صفحات زرد و خشن هستند. اما، با وجود همه چیز، او همچنان به یکی از داستان بهترین گفت که من همیشه یکی از آن داستان است که شما فراموش نکنید که یکی از آن داستان است که تا پایان بودن بخشی از زندگی خود، یکی از آن داستان است که، پس از خوانده ام به پایان رسید، در نهایت شما را درک می کند چرا ضروری است که یاد بگیریم چگونه خواندن کنیم. برای من Clutter تا به حال یک خانواده نامعلوم آمریکایی است که مرده است. من آنها را \"می دانم\" دیک و پری هرگز دو نفر از افراد چاق که در سال 1959 قتل عام شده اند. من دیک و پری با آنها آشنا هستند. لی â € œconoscoâ € به عنوان اگر من وجود داشته است، آن شب در اواسط نوامبر، تماشای نگرانی نانسی پنهان â € œsuo بیشتر به خوبی Caroa €، € ™ ثانیه ساعت توسط پدرش به او داده می شود، در پایین کفش، با عشق پیچیده در دستمال آنها \"می دانند\"، همانطور که من همان انگیزه را امتحان کرده ام که بانی سعی کرد تا طرفداران کاغذ مینیاتوری را در دست بی سر و ته جلن ببندد. آنها \"می دانند\" همانطور که من برای لحظه ای متوقف شده بودم تا به همراه هربرت فکر کنم درباره اینکه چه اتفاقی افتاده است و آینده من قبل از امضای یک بیمه نامه سازگار است. آنها \"می دانند\" همانطور که من شب را در حال پریدن با کنیون جعبه قفسه سینه که می تواند هدیه بوری برای عروسی او بود صرف شده است. آنها \"می دانند\" همانطور که من شخصا به دلایلی لعنت گوش می دهم دیک به ولز در زندان گفت. لی œconoscoâ € € به عنوان اگر پری به من جلب اعتماد کرده بود که آن را مانند ما با € ™ ثانیه درهم و برهمی داشت، اما â € œforse درست است که درهم و برهمی کسانی که تا به حال برای tuttiâ € پرداخت. لی œconoscoâ € â € © چرا که با قلم و ارزش craftman € ™ مرد، ترومن کاپوتی، خروجی یک داستان است که متاسفانه همراه زیبا و ادبی درست است، یک داستان است که گاهی اوقات به خوبی توصیف و گاهی اوقات تنها به میزان متوسطی ذکر شده است. من حتی کاما از آنچه Capote نوشتم را تغییر نمی دهم، زیرا هر عنصر به طور کامل در متن دیگر متناسب است. هیچ چیز بیش از حد وجود دارد و هیچ چیز بیش از حد قریب به اتفاق است. این یکی از آن موارد نادر است که تعادل احساسات و کلمات مورد استفاده برای بیان آنها به حداکثر کارایی می رسد. در خون سرد، پس از همه، شما آن را بخوانید، شما آن را زندگی می کنند. و در حال حاضر ما در فیلم Miller در سال 2005 گرفته ایم. در واقع، اصطلاح نامناسب است. من می توانم بگویم که کارگردان فیلم را از کتاب \"استخراج\" نکرده است، اما آن را خوانده و سپس \"چشم\" شخصی خود را به سمت خود کاپوت نقل مکان کرد. همانطور که در فیلم، شخصیت اصلی بدون شک این مرد عصبی است و در مورد او نوشته شده است. در کتاب، ترومن کاپوتی کاملا غایب است. هیچ چیز به این معنی نیست که او شش سال زندگی خود را با این داستان از قتل کلترون مواجه کرده است. با این حال، در فیلم، Capote مرکز همه چیز است. و من باید بگویم این یک فیلم بسیار موفق است. مدیر â œsposaâ € € دقت بیانی از کاپوتی و اسکچ یک چهره است که سعی کنید در صورت امکان، به همه اختلافات، هذیان عظمت، بدبختی ها، ضعف ها، تنوع و ساده، خواسته های پیچیده از مرد غیر معمول، که ترومن کاپوت بود. و او بسیار خوب عمل می کند، زیرا او اسطوره را نمی سازد، او را \"نبوغ\" و یا شخصیت \"بد\" نمی کند. تا آنجا که من می دانم، خیلی نزدیک تر به آنچه Capote شده است، بسیار نزدیک است. این همان \"خندق\" است که هارپر لی به ما گفته است که تاریکی فراتر از حجاب است. کسی که تا به حال بسیاری از مشکلات، یکی که استعداد به فراغت در نوشتن، که می تواند با استفاده از یک فرصت خوبی را در زمانی که او کسی است که بسیاری از کمبود محبت، که به دست آورد و تعداد زیادی در آن بازی از دست داده بود، ملاقات کرد، این زندگی است که شما نمی توانید از لحظه ای که متولد شده اید بازی نکنید. ما چه می دانیم، هر کدام از ما، از دیگر افراد؟ در بعضی موارد، متاسفانه، حتی نمیتوانیم بگوییم که چه کسی برای ما نزدیکتر است یا بیشتر دوست دارد. خوب، این کتاب و این فیلم صادقانه به شما می گویند که گاهی اوقات مردم می توانند امتحان کنند. کسانی که از استعداد مانند Capote و کسانی هستند که هیچ استعدادی مانند پروری ندارند. و، بالاتر از همه، کسانی که نمی خواهند بدون هیچ استعدادی، به استثنای کار سخت خود، مانند یکی از کلته. بودجه به نظر میرسد فاجعه آمیز است: همه مردگان مرگ غیر طبیعی. کلته توسط دیک و پروری ترور شد. دیک و پری به خاطر محکومیت قتل کلتتون به دار آویخته شدند. کوروته ترومن در سن 60 سالگی به دلیل سوء مصرف الکل، مواد مخدر، قرص های خواب آور و تنباکو فوت کرد.
مشاهده لینک اصلی
ذهن هیولا 25 ژوئیه 2015 من این کتاب را از طریق خواندن برای کشتن یک Mockingbird کشف کردم یعنی از آنجا که کتابخانه من اشاره کرد که هارپر لی و ترومن کاپوتی دوست بسیار خوبی بودند (و Capote حتی در ابتدا این کتاب را به او اختصاص می دهد). به هر حال، من نیز فکر کردم که عنوان واقعا جالب بود (و Capote به نظر می رسید او بعضی از شاخه های شیکاگو مگو بود - هر چند من احتمالا او را مخلوط با کاپون) که زمانی که من از طریق کتاب کتاب بعد از آن هفته من نگه داشتم چشم من برای این یکی (و از آنجایی که یکی از بازنگری های پنگوئن است، آن چیزی که دشوار است پیدا نشد). همانطور که معلوم می شود این دومین رمان واقعی جرم و جنایت در تمام دوران است (هر چند من نمی توانم به یاد داشته باشم که در آن دیدم که نقل شده است و نه می توانم بدانم که رمان بیش از این چه چیزی را فروخته است). در خون سرد احتمالا بیشتر به عنوان یک اکتشاف روانشناختی در ذهن یک زن و شوهر وحشیانه قاتلان توصیف می شود، هرچند بسیاری از اکتشافات روانشناختی تا آخر فصل ادامه نمی یابد. این داستان متمرکز بر دو مرد جوان است که در خانه یک کشاورز ثروتمند کانزاس شکست خورد و پس از کشف اینکه هیچ چیز در راه مقاصد درونی وجود ندارد، او و خانواده اش را به قتل رساندند. قتل واقعی در ابتدای کتاب اتفاق می افتد و بقیه داستان راجع به تحقیقات، محاکمه و در نهایت مجازات سال های آخر زندان را می گوید. من حدس می زنم که سوال که Capote می پرسد این است که چگونه یک انسان می تواند فرو رفتن بسیار پایین به عنوان به وحشیانه قاتل چهار نفر بی گناه، و پس از آن هیچ احساس شرم و گناه در مورد آن. بسیاری از ما به سادگی فکر دیگری راجع به قاتلان نمیکنند و فقط آنها را به عنوان حیواناتی که باید برای دوران بارداری دور از جامعه دور نگه داشته شوند (یا حتی اعدام می کنند، نه اینکه من طرفدار مجازات اعدام باشم) حتی در شرایطی مانند این). من حدس می زنم وسوسه هنگام خواندن چنین حساب هایی این است که احساس همدلی برای مجرمان داشته باشیم، و از آنجایی که داستان اکنون از دهه ها جدا شده است، تاثیر چنین قتل ها به طور قابل توجهی کاهش می یابد. خواندن این کتاب در سال 2015 به عنوان مخالفت با حضور در طول سالهایی که قتل رخ داده است و مجرمین محاکمه شده اند (همچنین از نظر جغرافیایی توسط اقیانوس آرام جدا شده اند)، تاثیر این جرم به میزان قابل توجهی کمتر است، حداقل برای من . علاوه بر این، در دنیای مدرن که مجرمان تحت معاینات شدید روانشناختی قرار می گیرند، آسان است می گویند که آنها دوران کودکی بدی داشتند، هرگز یک شخصیت برجسته پدر نداشتند، یا چیزی برای مادرشان داشت. همانطور که من این کتاب را خواندم معلوم می شود که مجرمان هرگز به نظر نمی رسید یک زندگی عادی خانوادگی داشته باشند و در واقع هرگز به نظر نمی رسید رشته ای را داشته باشند که در آن گفته شد که به نحوی عمل می کند اشتباه است. با این حال، هنگامی که Capote یک زندانی دیگر را در رد اعدام معرفی می کند - این یکی که در یک خانواده دوست داشتنی رشد کرده است و به دانشگاه می آید - ما متوجه می شویم که این فقدان هیچ الگوی قابل توجهی الزاما دلیل کسی برای تبدیل شدن به یک قاتل بی رحمانه نیست (این زندانی خاصی خانواده خود را به سادگی به قتل رساند، زیرا او می خواست به ارث بری املاک بپردازد، هر چند کاپوتا معتقد است دلیل آن این بود که او یک اخراج اجتماعی بود و معتقد بود که اگر پول داشته باشد، در میان همسالانش پذیرفته خواهد شد). این جالب است که چگونه ایده قتل کامل که به نظر می رسد رمان های کارآگاهی را نفوذ کند هرگز در زندگی واقعی اتفاق نمی افتد. با توجه به قتل های کلتر، مجرمان هرگز از صحنه قتل هرگز سفر نکردند، علیرغم این واقعیت که محققان متقاعد شدند که کاملا به راحتی می توانند ناپدید شوند. در واقع پس از اینکه آنها قتل را مرتکب شدند، آنها به زندگی خود بازگشتند، نه اینکه زندگی آنها هر روز تکرار اشتیاق به کار را شامل می شد؛ آنها به سادگی درنده بودند که به راحتی از شهر به شهر به مرتکب شدن جنایات ادامه می دادند تا بتوانند ادامه دهند وجود بی معنی آنها. در مورد دیگر قاتل، به ما گفته شده است که او با این طرح دقیق برای خانواده اش مسدود کرده است و سپس خانه را سوزاند، قبل از اینکه همه مردم را به قتل برسانند و تلاش کنند که این اعمال را به برخی از دزدان ناشناس بیاندازند هنگامی که کشیش او شعله آتش و شیرین را به او داد، خود را به او نشان داد. باید اعتراف کنم که جرم شناسی بسیار جالب توجه است و یکی از موضوعات مورد علاقه من در دانشگاه بود (هرچند نیمی از دلیل اینکه من این موضوع را در نظر گرفتم، بخشی از آن در جریان یک تور دو زندان محلی بود) ، و این مسئله را مطرح می کند که چه چیزی باعث می شود ذهن گناه کار کند. من حدس می زنم این یکی از آن سوالات است که همچنان به جرم شناسان مضطرب ادامه می دهد و اعمال این افراد را به اختلالات روانی و اجتماعی محدود می کند. این اعتقاد من این است که، با این حال با محدود کردن اقدامات قاتلان با بعضی از بیماری های روانشناختی (یا جامعه شناختی)، برای کاهش درد که بستگان و دوستان قربانیان از بین می روند، این افراد به نحوی رفتار می کنند، به ویژه هنگامی که آی تی ...
مشاهده لینک اصلی
نوشتن درخشان درخشان، این یک شاهکار جرم واقعی است. کشف جزئیات دقیق و در عین حال مختصر از یک قتل که در بخش آرام بخش غم انگیز غرب کانزاس اتفاق می افتد. یک شهر که به ندرت درام به آن وابسته است. محل صلح آمیز تا 14 نوامبر 1959 هنگامی که بدنهای چهار عضو خانواده مرده یافت می شود، یک جنایت به ظاهر غیر مؤثر است که واقعا شهر کوچک جامعه را در معرض قرار می دهد. Clutters یک خانواده بسیار دوست داشتنی است که باعث می شود جرم حتی بیشتر باور نکردنی باشد. Capote به آرامی ما را به شخصیت های کلیدی درگیر در قتل ها و اطراف آن معرفی می کند، این یک قطعه غیرقابل تصوری محسوب می شود که احساس خواندن شما را رمان می دهد. شناختن قربانیان در ابتدا، بلکه درگیری ذهن قاتلان، باعث می شود خواندن جذابی داشته باشید. هیچ چیز فانتزی فقط قصه داستان مد خوب است که واقعا علاقه من به جرم واقعی را منجر شد.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب به خونسردی
خرید کتاب به خونسردی
جستجوی کتاب به خونسردی در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
هر روز است opera.Quello آن من نمی دانم، قبل از شروع به خواندن یک «A freddo خون\" او بود که ترومن کاپوتی نوشت آن را تقریبا در زمان واقعی است. من نمی دانستم که وقتی مشتعل علاقه خود را در قتل وحشیانه چهار عضو خانواده کلاتر - هربرت و بانی، پدر و مادر، و نانسی و کنیون، دو پسر شانزده و پانزده سال - کشته عکس Darma زن آتش را به طور کامل منفجر شد صورت (گیاهان دارویی، پدرش را نیز به ذبح شد) در خانه مزرعه خود را در هلکمب 1959 نوامبر 15، در کانزاس، همه چیز هنوز هم در گیری بود: قاتلان تا به حال هنوز دستگیر نشده است، چرا © قتل عام (هر چند که چرا © خواهد شد می توانید صحبت می کنند) تا به حال هنوز روشن ساخته نشده است، KBI (lorgano که در شخص کلانتر آلوین دیویی دستور داده شده بود به انجام تحقیقات) هنوز در buio.Non کورمال حتی می دانم که برای انجام تحقیقات و مصاحبه آن، کسانی nellarco که وجود ندارد و هرگز تا آن زمان تجربه، رمان، حقیقت، در هلکمب همراه بود، یک \"یک منطقه متروک نزدیک به شش سال منجر ترومن کاپوتی به نوشتن اپرا که یک ژانر تا آن زمان که در R inventò دولت ESTO تعریف laggiù \"، از دوست خود دوران کودکی لی هارپر در، نویسنده خودش، که می خواهند از وجود دارد را ببینید به تازگی اولین رمان خود را منتشر شده\" تاریکی بیش از siepeÂ، که affiancò و او را برای حمایت تا زمانی که لازم بود به کاپوتی رسیدن به نتیجه گیری از چیزی opera.Unaltra خود را که من نمی دانم، آن است که پس از موفقیت فوق العاده ای از «خون freddoÂ\"، که nellOlimpo portò ادبیات و که consacrò در سال 1966، سال که در آن پیروزمندانه را به عموم مردم به عنوان نویسنده معروف ترین در ایالات متحده ارائه شد، ترومن کاپوتی riuscì بیشتر به پایان برساند هر رمان دیگر، و که زندگی او است dallalcolismo کاهش بلند تضعیف، تنهایی و dallabbandono توسط افراد avviò که تا به حال amato.Non حتی می دانم که کاپوتی، با تحقیقات خود و با پولی که از درآمد حاصل از رمان خود را از معروف ترین در وجود دارد، یک \"صبحانه در TiffanyÂ\" ارتقاء بخشد آمد هزینه های قانونی IDE کمک کرد که برای اطمینان از تعلیق چند بار این جمله را در وهله اول پایین دست، به این امید که دادگاه در نظر گرفته بود امکان یک appello.Quelle جدید به جای خودم پرسیدم خواندن آن، قبل از اینکه حتی از همه آگاه می شوند این جزئیات ظهور از اخبار یافت آنلاین بلافاصله پس از شما به پایان خواندن، و تثبیت شب گذشته با فیلم، به عنوان زیبا به عنوان تکان دهنده، یک \"CapoteÂ\" بنت میلر با بازی فوق العاده فیلیپ سیمور هافمن، به تدریج چیزهای دیگر بود. اول از همه، تعجب آنچه که باعث شده بود linsorgere چه پس از آن که یک وسواس واقعی، چه به نفع کاپوتی به اندازه کافی جلب کرده بود تا او را نیویورکر، مجله که او نوشت، انتساب و کمک های مالی برای سفر بپرسید شود در سایت و نوشتن مقاله. مقاله ای که در عرض چند هفته، همانطور که می دانیم، به طور کامل linteresse catturò کاپوتی و تبدیل آن را به پایان وضعیت ترشی در طراحی این پروژه از یک libro.Non من می دانم، البته، از بهار بود. اینکه آن را صرفا عاطفی توسط یک رکورد غیر معمول واقع برای دوران، dallefferatezza و قساوت قتل زده بود، dallinsensatezza ژست، ظاهرا بدون انگیزه، یا بیشتر از ناباوری بعدی و ظاهری و نگرانی که احاطه کل جامعه روستایی هلکمب، محیط اطراف در باغ شهر، و شاید کانزاس و ایالات متحده از همه، که از آن لحظه به ما را بدون دلیل آسیب پذیر در خانه های خود را و این همه کشف برای توجیه چنین violenza.Forse خود را فقط شهود بود، و یا آن نوع از مراسم جن گیری است که اغلب ما را به خودمان مربوط با جنایات و جنحه بدون هیچ توضیحی آشکار دقیقا به این خاطر در کسانی که توضیحات © ابتدا وجود ندارد به دنبال lassicurazione بود که چه اتفاقی افتاده نمی قادر خواهد بود خود را تکرار، چون © نتیجه یک رویداد منحصر به فرد و تکرار نشدنی، و در هر صورت، حتی باید خودش را تکرار کند، ما به ما ضربه نمی زند، زیرا این میوه است نور رویداد سال ها دور از ما و از quotidiano.Delle سه بخش ما این است که اپرا، قتل را تشکیل می دهند، فرار دیک Hickock و پری اسمیت از طریق کشورهای مختلف کشور، و محاکمه و زندانی تا allesecuzione جمله به مرگ، او بازدید بدون نوشتن شک، بسیار انعطاف پذیر، به اندازه کافی همه کاره قادر به عنوان مایع به عنوان یک رمان مورد نیاز است، در نظر گرفتن برش و ریتم روزنامه نگاری، قادر به تبدیل عاقلانه که به کنکاش در پیچیدگیهای روانپزشکی و قانون و به حفظ، در همان زمان، dellOpera واحد بدون تغییر؛ قادر به مقابله با خشونت و شرح تمام حوادث، از شرح allesecuzione قتل عام حکم اعدام، پالایش و انتخاب کلمات: در حال حاضر سخت و تیز ...
مشاهده لینک اصلی
پوشش کپی من یک خون سرد بسیار ویران شده است و حتی دو زاویه به بالا و پایین وجود ندارد. این نسخه به سال 1969 بازمی گردد و هزینه 500 پوند است. صفحات زرد و خشن هستند. اما، با وجود همه چیز، او همچنان به یکی از داستان بهترین گفت که من همیشه یکی از آن داستان است که شما فراموش نکنید که یکی از آن داستان است که تا پایان بودن بخشی از زندگی خود، یکی از آن داستان است که، پس از خوانده ام به پایان رسید، در نهایت شما را درک می کند چرا ضروری است که یاد بگیریم چگونه خواندن کنیم. برای من Clutter تا به حال یک خانواده نامعلوم آمریکایی است که مرده است. من آنها را \"می دانم\" دیک و پری هرگز دو نفر از افراد چاق که در سال 1959 قتل عام شده اند. من دیک و پری با آنها آشنا هستند. لی â € œconoscoâ € به عنوان اگر من وجود داشته است، آن شب در اواسط نوامبر، تماشای نگرانی نانسی پنهان â € œsuo بیشتر به خوبی Caroa €، € ™ ثانیه ساعت توسط پدرش به او داده می شود، در پایین کفش، با عشق پیچیده در دستمال آنها \"می دانند\"، همانطور که من همان انگیزه را امتحان کرده ام که بانی سعی کرد تا طرفداران کاغذ مینیاتوری را در دست بی سر و ته جلن ببندد. آنها \"می دانند\" همانطور که من برای لحظه ای متوقف شده بودم تا به همراه هربرت فکر کنم درباره اینکه چه اتفاقی افتاده است و آینده من قبل از امضای یک بیمه نامه سازگار است. آنها \"می دانند\" همانطور که من شب را در حال پریدن با کنیون جعبه قفسه سینه که می تواند هدیه بوری برای عروسی او بود صرف شده است. آنها \"می دانند\" همانطور که من شخصا به دلایلی لعنت گوش می دهم دیک به ولز در زندان گفت. لی œconoscoâ € € به عنوان اگر پری به من جلب اعتماد کرده بود که آن را مانند ما با € ™ ثانیه درهم و برهمی داشت، اما â € œforse درست است که درهم و برهمی کسانی که تا به حال برای tuttiâ € پرداخت. لی œconoscoâ € â € © چرا که با قلم و ارزش craftman € ™ مرد، ترومن کاپوتی، خروجی یک داستان است که متاسفانه همراه زیبا و ادبی درست است، یک داستان است که گاهی اوقات به خوبی توصیف و گاهی اوقات تنها به میزان متوسطی ذکر شده است. من حتی کاما از آنچه Capote نوشتم را تغییر نمی دهم، زیرا هر عنصر به طور کامل در متن دیگر متناسب است. هیچ چیز بیش از حد وجود دارد و هیچ چیز بیش از حد قریب به اتفاق است. این یکی از آن موارد نادر است که تعادل احساسات و کلمات مورد استفاده برای بیان آنها به حداکثر کارایی می رسد. در خون سرد، پس از همه، شما آن را بخوانید، شما آن را زندگی می کنند. و در حال حاضر ما در فیلم Miller در سال 2005 گرفته ایم. در واقع، اصطلاح نامناسب است. من می توانم بگویم که کارگردان فیلم را از کتاب \"استخراج\" نکرده است، اما آن را خوانده و سپس \"چشم\" شخصی خود را به سمت خود کاپوت نقل مکان کرد. همانطور که در فیلم، شخصیت اصلی بدون شک این مرد عصبی است و در مورد او نوشته شده است. در کتاب، ترومن کاپوتی کاملا غایب است. هیچ چیز به این معنی نیست که او شش سال زندگی خود را با این داستان از قتل کلترون مواجه کرده است. با این حال، در فیلم، Capote مرکز همه چیز است. و من باید بگویم این یک فیلم بسیار موفق است. مدیر â œsposaâ € € دقت بیانی از کاپوتی و اسکچ یک چهره است که سعی کنید در صورت امکان، به همه اختلافات، هذیان عظمت، بدبختی ها، ضعف ها، تنوع و ساده، خواسته های پیچیده از مرد غیر معمول، که ترومن کاپوت بود. و او بسیار خوب عمل می کند، زیرا او اسطوره را نمی سازد، او را \"نبوغ\" و یا شخصیت \"بد\" نمی کند. تا آنجا که من می دانم، خیلی نزدیک تر به آنچه Capote شده است، بسیار نزدیک است. این همان \"خندق\" است که هارپر لی به ما گفته است که تاریکی فراتر از حجاب است. کسی که تا به حال بسیاری از مشکلات، یکی که استعداد به فراغت در نوشتن، که می تواند با استفاده از یک فرصت خوبی را در زمانی که او کسی است که بسیاری از کمبود محبت، که به دست آورد و تعداد زیادی در آن بازی از دست داده بود، ملاقات کرد، این زندگی است که شما نمی توانید از لحظه ای که متولد شده اید بازی نکنید. ما چه می دانیم، هر کدام از ما، از دیگر افراد؟ در بعضی موارد، متاسفانه، حتی نمیتوانیم بگوییم که چه کسی برای ما نزدیکتر است یا بیشتر دوست دارد. خوب، این کتاب و این فیلم صادقانه به شما می گویند که گاهی اوقات مردم می توانند امتحان کنند. کسانی که از استعداد مانند Capote و کسانی هستند که هیچ استعدادی مانند پروری ندارند. و، بالاتر از همه، کسانی که نمی خواهند بدون هیچ استعدادی، به استثنای کار سخت خود، مانند یکی از کلته. بودجه به نظر میرسد فاجعه آمیز است: همه مردگان مرگ غیر طبیعی. کلته توسط دیک و پروری ترور شد. دیک و پری به خاطر محکومیت قتل کلتتون به دار آویخته شدند. کوروته ترومن در سن 60 سالگی به دلیل سوء مصرف الکل، مواد مخدر، قرص های خواب آور و تنباکو فوت کرد.
مشاهده لینک اصلی
ذهن هیولا 25 ژوئیه 2015 من این کتاب را از طریق خواندن برای کشتن یک Mockingbird کشف کردم یعنی از آنجا که کتابخانه من اشاره کرد که هارپر لی و ترومن کاپوتی دوست بسیار خوبی بودند (و Capote حتی در ابتدا این کتاب را به او اختصاص می دهد). به هر حال، من نیز فکر کردم که عنوان واقعا جالب بود (و Capote به نظر می رسید او بعضی از شاخه های شیکاگو مگو بود - هر چند من احتمالا او را مخلوط با کاپون) که زمانی که من از طریق کتاب کتاب بعد از آن هفته من نگه داشتم چشم من برای این یکی (و از آنجایی که یکی از بازنگری های پنگوئن است، آن چیزی که دشوار است پیدا نشد). همانطور که معلوم می شود این دومین رمان واقعی جرم و جنایت در تمام دوران است (هر چند من نمی توانم به یاد داشته باشم که در آن دیدم که نقل شده است و نه می توانم بدانم که رمان بیش از این چه چیزی را فروخته است). در خون سرد احتمالا بیشتر به عنوان یک اکتشاف روانشناختی در ذهن یک زن و شوهر وحشیانه قاتلان توصیف می شود، هرچند بسیاری از اکتشافات روانشناختی تا آخر فصل ادامه نمی یابد. این داستان متمرکز بر دو مرد جوان است که در خانه یک کشاورز ثروتمند کانزاس شکست خورد و پس از کشف اینکه هیچ چیز در راه مقاصد درونی وجود ندارد، او و خانواده اش را به قتل رساندند. قتل واقعی در ابتدای کتاب اتفاق می افتد و بقیه داستان راجع به تحقیقات، محاکمه و در نهایت مجازات سال های آخر زندان را می گوید. من حدس می زنم که سوال که Capote می پرسد این است که چگونه یک انسان می تواند فرو رفتن بسیار پایین به عنوان به وحشیانه قاتل چهار نفر بی گناه، و پس از آن هیچ احساس شرم و گناه در مورد آن. بسیاری از ما به سادگی فکر دیگری راجع به قاتلان نمیکنند و فقط آنها را به عنوان حیواناتی که باید برای دوران بارداری دور از جامعه دور نگه داشته شوند (یا حتی اعدام می کنند، نه اینکه من طرفدار مجازات اعدام باشم) حتی در شرایطی مانند این). من حدس می زنم وسوسه هنگام خواندن چنین حساب هایی این است که احساس همدلی برای مجرمان داشته باشیم، و از آنجایی که داستان اکنون از دهه ها جدا شده است، تاثیر چنین قتل ها به طور قابل توجهی کاهش می یابد. خواندن این کتاب در سال 2015 به عنوان مخالفت با حضور در طول سالهایی که قتل رخ داده است و مجرمین محاکمه شده اند (همچنین از نظر جغرافیایی توسط اقیانوس آرام جدا شده اند)، تاثیر این جرم به میزان قابل توجهی کمتر است، حداقل برای من . علاوه بر این، در دنیای مدرن که مجرمان تحت معاینات شدید روانشناختی قرار می گیرند، آسان است می گویند که آنها دوران کودکی بدی داشتند، هرگز یک شخصیت برجسته پدر نداشتند، یا چیزی برای مادرشان داشت. همانطور که من این کتاب را خواندم معلوم می شود که مجرمان هرگز به نظر نمی رسید یک زندگی عادی خانوادگی داشته باشند و در واقع هرگز به نظر نمی رسید رشته ای را داشته باشند که در آن گفته شد که به نحوی عمل می کند اشتباه است. با این حال، هنگامی که Capote یک زندانی دیگر را در رد اعدام معرفی می کند - این یکی که در یک خانواده دوست داشتنی رشد کرده است و به دانشگاه می آید - ما متوجه می شویم که این فقدان هیچ الگوی قابل توجهی الزاما دلیل کسی برای تبدیل شدن به یک قاتل بی رحمانه نیست (این زندانی خاصی خانواده خود را به سادگی به قتل رساند، زیرا او می خواست به ارث بری املاک بپردازد، هر چند کاپوتا معتقد است دلیل آن این بود که او یک اخراج اجتماعی بود و معتقد بود که اگر پول داشته باشد، در میان همسالانش پذیرفته خواهد شد). این جالب است که چگونه ایده قتل کامل که به نظر می رسد رمان های کارآگاهی را نفوذ کند هرگز در زندگی واقعی اتفاق نمی افتد. با توجه به قتل های کلتر، مجرمان هرگز از صحنه قتل هرگز سفر نکردند، علیرغم این واقعیت که محققان متقاعد شدند که کاملا به راحتی می توانند ناپدید شوند. در واقع پس از اینکه آنها قتل را مرتکب شدند، آنها به زندگی خود بازگشتند، نه اینکه زندگی آنها هر روز تکرار اشتیاق به کار را شامل می شد؛ آنها به سادگی درنده بودند که به راحتی از شهر به شهر به مرتکب شدن جنایات ادامه می دادند تا بتوانند ادامه دهند وجود بی معنی آنها. در مورد دیگر قاتل، به ما گفته شده است که او با این طرح دقیق برای خانواده اش مسدود کرده است و سپس خانه را سوزاند، قبل از اینکه همه مردم را به قتل برسانند و تلاش کنند که این اعمال را به برخی از دزدان ناشناس بیاندازند هنگامی که کشیش او شعله آتش و شیرین را به او داد، خود را به او نشان داد. باید اعتراف کنم که جرم شناسی بسیار جالب توجه است و یکی از موضوعات مورد علاقه من در دانشگاه بود (هرچند نیمی از دلیل اینکه من این موضوع را در نظر گرفتم، بخشی از آن در جریان یک تور دو زندان محلی بود) ، و این مسئله را مطرح می کند که چه چیزی باعث می شود ذهن گناه کار کند. من حدس می زنم این یکی از آن سوالات است که همچنان به جرم شناسان مضطرب ادامه می دهد و اعمال این افراد را به اختلالات روانی و اجتماعی محدود می کند. این اعتقاد من این است که، با این حال با محدود کردن اقدامات قاتلان با بعضی از بیماری های روانشناختی (یا جامعه شناختی)، برای کاهش درد که بستگان و دوستان قربانیان از بین می روند، این افراد به نحوی رفتار می کنند، به ویژه هنگامی که آی تی ...
مشاهده لینک اصلی
نوشتن درخشان درخشان، این یک شاهکار جرم واقعی است. کشف جزئیات دقیق و در عین حال مختصر از یک قتل که در بخش آرام بخش غم انگیز غرب کانزاس اتفاق می افتد. یک شهر که به ندرت درام به آن وابسته است. محل صلح آمیز تا 14 نوامبر 1959 هنگامی که بدنهای چهار عضو خانواده مرده یافت می شود، یک جنایت به ظاهر غیر مؤثر است که واقعا شهر کوچک جامعه را در معرض قرار می دهد. Clutters یک خانواده بسیار دوست داشتنی است که باعث می شود جرم حتی بیشتر باور نکردنی باشد. Capote به آرامی ما را به شخصیت های کلیدی درگیر در قتل ها و اطراف آن معرفی می کند، این یک قطعه غیرقابل تصوری محسوب می شود که احساس خواندن شما را رمان می دهد. شناختن قربانیان در ابتدا، بلکه درگیری ذهن قاتلان، باعث می شود خواندن جذابی داشته باشید. هیچ چیز فانتزی فقط قصه داستان مد خوب است که واقعا علاقه من به جرم واقعی را منجر شد.
مشاهده لینک اصلی