کتاب آنها به اسبها شلیک می کنند

اثر هوراس مک کوی از انتشارات نیماژ - مترجم: محمدعلی سپانلو-داستان جنایی

گلوریا گفت: «من از همه‏‌ی این کارها بیزارم. از همه‏‌ی هنرپیشه‏‌ها بیزارم. از این‌که یک‌ریز یک کار را تکرار کنیم بیزارم.» گفتم: «پاره‌ای وقت‏ها از آشنایی با تو پشیمان می‏‌شوم. حقیقتش این است که من هم از حرف‏‌های یک‌جور و یکنواخت کسل می‏‌شوم. پیش از آشنایی با تو نمی‏‌دانستم معاشرت با آدم‏‌های سیاه‏دل چه مزه‌ای دارد.» همراه جفت‏‌های دیگر، پشت خط شروع مسابقه جمع شدیم. گلوریا گفت: «از زندگی خسته‏‌ام، از مرگ می‏‌هراسم.» جمز بیتس که حرف گلوریا را شنیده بود طعنه زد: «احسنت، تکه‏‌ی خوبی است برای آواز. می‏‌توانی یک ترانه بسازی درباره‏‌ی کاکا سیاه پیری که در یک حوضچه کار می‏کند، که از زندگی خسته شده و از مرگ هم می‏‌ترسد. سیاهه مثلاً عدل‏‌های پنبه را به دوش می‏‌کشد و درباره‏‌ی رود می‏‌سی‏‌سی‏‌پی تصنیف می‏‌خواند. خوب توجه کن، یک اسم مناسب هم روی ترانه‌ات بگذار. مثلاً پیرمرد رودخانه.»


خرید کتاب آنها به اسبها شلیک می کنند
جستجوی کتاب آنها به اسبها شلیک می کنند در گودریدز

معرفی کتاب آنها به اسبها شلیک می کنند از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب آنها به اسبها شلیک می کنند


 کتاب طلوع در استایلز
 کتاب قول
 کتاب خالی بند دنیای غرب
 کتاب گناه مضاعف
 کتاب تبهکاری و جرم
 کتاب مجازات